نوشتار اصلی: فناوری در جنگ جهانی دوم
بمبافکن راهبردی بوئینگ بی-۲۹ در خط تولید بوئینگ واقع در ویچیتا، کانزاس، ۱۹۴۴
هواگردهایی از جمله جنگندهها، بمبافکنها و هواپیماهای پشتیبانی هوایی نزدیک در دوران جنگ برای شناسایی بهکار گرفته شدند و نقش هر کدام هم بهطور قابلتوجهی نسبت به قبل پیشرفت کردهبود. نوآوریهایی مثل حملونقل هوایی (برای جابهجایی سریع و ضروری تدارکات، تجهیزات و نفرات محدود)[۳۹۸] و بمباران راهبردی (بمباران مراکز صنعتی و جمعیتی دشمن برای از بین بردن توانایی جنگی او) بهوجود آمد.[۳۹۹] پدافندهای هوایی هم پیشرفت کردند و قابلیتهایی مثل رادار و توپخانهٔ سطحبههوا به آنها اضافه شد. استفاده از هواپیماهای جت بهشدت گسترش یافت و با وجود معرفی دیرهنگام و در نتیجه، تأثیر کمتر جنگ، این اتفاق منجر به معمولشدن استفاده از جت در نیروی هوایی در سراسر جهان شد.[۴۰۰] با وجود توسعهٔ موشک در همان سالها، پیشرفت این پروژه تا سالهای پس از جنگ بهاندازهای نبود که با اطمینان برای هدفگرفتن هواپیماها به کار رود.[نیازمند منبع]
تقریباً در تمام جنبههای جنگ دریایی و مخصوصاً ناوهای هواپیمابر و زیردریاییها پیشرفتهایی حاصل شد. با وجود پیشرفت نسبتاً کم مکانیک پرواز در آغاز جنگ، اقدامات انجامشده در تارانتو، پرل هاربر و دریای مرجان باعث شد تا کشتی اصلی در جنگها از نبردناو به ناو هواپیمابر تغییر کند.[۴۰۱][۴۰۲][۴۰۳] در اقیانوس اطلس، ناوهای هواپیمابر پشتیبان بهعلت افزایش منطقهٔ امن مؤثر نیروها و کمکردن فاصلهٔ میاناطلسی بخش مهمی از ناوگان متفقین بودند.[۴۰۴] علاوه بر این، ناوهای هواپیمابر بهعلت هزینهٔ کمتر هواپیماها[۴۰۵] و نیاز کمتر به زره حفاظتی سنگین اقتصادیتر بودند.[۴۰۶] زیردریاییها، که اثرگذاری آنها در جنگ جهانی اول اثبات شد،[۴۰۷] توسط همهٔ طرفها در دومین جنگ جهانی هم کاربردی شناخته میشدند. بریتانیا روی ارتقای سلاحها و تاکتیکهای ضدزیردریایی، مثل سونار، تمرکز کرد و آلمان با اقداماتی همچون ساخت زیردریایی تایپ هفت و تاکتیکهای ولفپک روی ارتقای قوای تهاجمی خود تمرکز داشت.[۴۰۸]
یک موشک وی-۲ که از یک سکوی ثابت در پنمونده پرتاب شدهاست، ۲۱ ژوئن ۱۹۴۳
شیوههای جنگ زمینی از خط مقدم ثابت و سنگرهای جنگ جهانی اول، که به توپخانههای ارتقا یافته که سرعت پیادهنظام و سوارهنظام را افزایش میداد متکی بود، به قابلیتهای حمل و نقل و تسلیحات ترکیبی تبدیل شد. تانکها که در نخستین جنگ جهانی اغلب برای پشتیبانی پیادهنظام استفاده میشدند در جنگ جهانی دوم یکی از سلاحهای اصلی بودند.[۴۰۹] در اواخر دههٔ ۱۹۳۰ طراحی تانکها بهطرز قابلملاحظهای پیشرفتهتر از جنگ جهانی اول بود[۴۱۰] و پیشرفت در طراحی آنها با هدف افزایش سرعت، زره و قدرت آتش در طول جنگ هم ادامه یافت.[نیازمند منبع] بیشتر فرماندهان در آغاز جنگ تصور میکردند که برای مبارزه با تانکهای دشمن باید از تانکهایی با مشخصات بهتر استفاده کرد.[۴۱۱] این تفکر با عملکرد ضعیف سلاحهای ضدتانک اولیه در برابر زره و خودداری آلمان از نبردهای تانک در برابر تانک به چالش کشیده شد. این شیوه، در کنار استفادهٔ آلمان از تسلیحات ترکیبی، از عناصر اصلی تاکتیکهای شدیداً موفق بلیتسکریگ آلمان در لهستان و فرانسه بود.[۴۰۹] بسیاری از شیوههای نابودی تانکها، از جمله آتش غیرمستقیم، توپ ضدتانک (از هر دو نوع یدککش و خودکششی)، مین، اسلحههای ضدتانک کوتاهبرد پیادهنظام و تانک در برابر تانک مورد استفاده قرار گرفتند.[۴۱۱] با وجود ماشینی کردن گسترده، پیادهنظام همچنان ستون فقرات همهٔ نیروها بود.[۴۱۲] تجهیزات بیشتر نیروهای پیادهنظام در طول جنگ مشابه تجهیزات جنگ جهانی اول بود.[۴۱۳] استفاده از مسلسلهای قابلحمل، مثل امجی۳۴ متعلق به آلمان، گسترش یافت و انواعی از مسلسل دستی که برای نبرد نزدیک در نواحی شهری و جنگلی کاربردی بود مورد استفاده قرار گرفت.[۴۱۳] در اواخر جنگ، تفنگ تهاجمی توسعه داده شد و پس از جنگ به سلاح معمول پیادهنظام تبدیل شد. این نوع سلاح دارای بسیاری از ویژگیهای تفنگ و مسلسل دستی است.[۴۱۴]
بمب اتمی گجت در حال حمل به بالای «برج شلیک»، آزمایش ترینیتی، نیومکزیکو، ژوئیهٔ ۱۹۴۵
بیشتر جنگجویانی که از نقشهای اساسی در جنگ برخوردار بودند با طراحی ماشینهای سایفر برای رمزنگاری، تلاش به حل معضل پیچیدگی و ناامنی در استفاده از کتابهای کد کردند که ماشین انیگمای آلمان شناختهشدهترین این تلاشهاست.[۴۱۵] توسعهٔ فناوریهای شنود الکترونیک و تحلیل رمز منجر به دستیابی به توانایی رمزگشایی شد. از نمونههای سرشناس این موضوع میتوان به رمزگشایی کدهای نیروی دریایی ژاپن توسط متفقین[۴۱۶] و فناوری اولترای بریتانیا، که به این کشور اجازهٔ رمزگشایی از کدهای انیگما را میداد، اشاره کرد.[۴۱۷] استفاده از فریب یکی دیگر از جلوههای سازمان اطلاعات نظامی در جنگ جهانی دوم است. متفقین در عملیاتهایی مثل مینسمیت و بادیگارد از شیوههای فریب استفاده کردند.[۴۱۶][۴۱۸]
دیگر دستاوردهای حوزهٔ فناوری و مهندسی در طول یا در نتیجهٔ جنگ به دست آمدند. نخستین رایانهٔ قابل برنامهریزی جهان (زد۳، کلوسوس و انیاک)، موشکهای هدایتشونده و موشکهای مدرن، پروژهٔ منهتن و توسعهٔ جنگافزارهای هستهای، تحقیق در عملیات و توسعهٔ بندرگاههای مصنوعی و خطوط نفتی زیر کانال مانش از جمله این دستاوردها هستند.[نیازمند منبع] پنیسیلین نخستین بار در طول جنگ به تولید انبوه و استفاده رسید.
به نظر من هیتلر باید صبر می کرد و ارتش خود را تقویت می کرد و در تابستان به شوروی حمله کند چون شوروی کشوری سرد سیر است.
اگر هیتلر در تابسان به شوروی حمله می کرد دیگر سربازانش دقدقه ی سرما را نداشتن و مصالص آلمان خرج ساختنوسایل گرمایشی نمی شد و اگر از ایران که آن موقع رابطه ی خوبی با آلمان داشت حرکت می کرد می توانست آلمان را فتح کند و با مواد اولیه شوروی آمریکا را شکست می داد
آیران دوست آلمان بود زمانی که المان قوی ترین کشور باشد ایران کشوری مانند انگلیس حال می شد
پیمان ورسای که در ۲۸ ژوئن سال ۱۹۱۹ میلادی در کاخ ورسای واقع در حومه پاریس به امضاء رسید رسماً به جنگ جهانی اول پایان داد. مفاد این عهدنامه در ۴۴۰ ماده و ۱۵ بخش تنظیم شد. پیمان ورسای مسئولیت آغاز جنگ و خسارات وارده شده به متفقین را متوجه آلمان دانست و غرامتهای بیسابقهای را به این کشور تحمیل کرد.
بمبافکن راهبردی بوئینگ بی-۲۹ در خط تولید بوئینگ واقع در ویچیتا، کانزاس، ۱۹۴۴
هواگردهایی از جمله جنگندهها، بمبافکنها و هواپیماهای پشتیبانی هوایی نزدیک در دوران جنگ برای شناسایی بهکار گرفته شدند و نقش هر کدام هم بهطور قابلتوجهی نسبت به قبل پیشرفت کردهبود. نوآوریهایی مثل حملونقل هوایی (برای جابهجایی سریع و ضروری تدارکات، تجهیزات و نفرات محدود)[۳۹۸] و بمباران راهبردی (بمباران مراکز صنعتی و جمعیتی دشمن برای از بین بردن توانایی جنگی او) بهوجود آمد.[۳۹۹] پدافندهای هوایی هم پیشرفت کردند و قابلیتهایی مثل رادار و توپخانهٔ سطحبههوا به آنها اضافه شد. استفاده از هواپیماهای جت بهشدت گسترش یافت و با وجود معرفی دیرهنگام و در نتیجه، تأثیر کمتر جنگ، این اتفاق منجر به معمولشدن استفاده از جت در نیروی هوایی در سراسر جهان شد.[۴۰۰] با وجود توسعهٔ موشک در همان سالها، پیشرفت این پروژه تا سالهای پس از جنگ بهاندازهای نبود که با اطمینان برای هدفگرفتن هواپیماها به کار رود.[نیازمند منبع]
تقریباً در تمام جنبههای جنگ دریایی و مخصوصاً ناوهای هواپیمابر و زیردریاییها پیشرفتهایی حاصل شد. با وجود پیشرفت نسبتاً کم مکانیک پرواز در آغاز جنگ، اقدامات انجامشده در تارانتو، پرل هاربر و دریای مرجان باعث شد تا کشتی اصلی در جنگها از نبردناو به ناو هواپیمابر تغییر کند.[۴۰۱][۴۰۲][۴۰۳] در اقیانوس اطلس، ناوهای هواپیمابر پشتیبان بهعلت افزایش منطقهٔ امن مؤثر نیروها و کمکردن فاصلهٔ میاناطلسی بخش مهمی از ناوگان متفقین بودند.[۴۰۴] علاوه بر این، ناوهای هواپیمابر بهعلت هزینهٔ کمتر هواپیماها[۴۰۵] و نیاز کمتر به زره حفاظتی سنگین اقتصادیتر بودند.[۴۰۶] زیردریاییها، که اثرگذاری آنها در جنگ جهانی اول اثبات شد،[۴۰۷] توسط همهٔ طرفها در دومین جنگ جهانی هم کاربردی شناخته میشدند. بریتانیا روی ارتقای سلاحها و تاکتیکهای ضدزیردریایی، مثل سونار، تمرکز کرد و آلمان با اقداماتی همچون ساخت زیردریایی تایپ هفت و تاکتیکهای ولفپک روی ارتقای قوای تهاجمی خود تمرکز داشت.[۴۰۸]
یک موشک وی-۲ که از یک سکوی ثابت در پنمونده پرتاب شدهاست، ۲۱ ژوئن ۱۹۴۳
آمار تلفات جنگ جهانی دوم
از آنجا که بسیاری از تلفات و کشتههای این جنگ در هیچجا ثبت نشدهاست نظرات پیرامون تعداد کشته شدگان جنگ جهانی دوم بسیار متغیر است. بیشترین تخمینها حکایت از ۶۰ میلیون نفر تلفات دارند که از این تعداد ۲۰ میلیون تن نظامی و ۴۰ میلیون نفر دیگر غیرنظامیانی بودند که بیشترشان در اثر نسلکشیها، کشتار جمعی، بمبارانها، بیماریها و قحطیهای برنامهریزی شده جان خود را از دست دادند.
شوروی حدود ۲۷ میلیون نفر در جنگ تلفات داد که شامل ۸٫۷ میلیون نظامی و ۱۹ میلیون تلفات غیرنظامی میشود. یکچهارم مردم شوروی زخمی یا کشته شدند. آلمان ۵٫۳ میلیون تلفات نظامی داشت که بیشتر این میزان در جبههٔ شرقی و در حین آخرین نبردهای درون آلمان وارد شده بود.
از کل تلفات نزدیک به ۸۵ درصد آن متعلق به متفقین (غالباً اهالی شوروی و چین) است که بیشتر آنها در اثر جنایات جنگی آلمان و ژاپن در نواحی اشغالی به وجود آمد. تخمینها حاکی از این است که بین ۱۱ تا ۱۷ میلیون نفر از تلفات غیرنظامی به صورت مستقیم و غیرمستقیم نتیجه تهای نژادپرستانه نازیها از جمله کشتار کولیها، همجنسگرایان و هولوکاست است. علاوه بر این حداقل ۱٫۹ میلیون نفر از لهستانیها و میلیونها اسلاو دیگر (شامل روسها، اوکراینیها و بلاروسها) به همراه دیگر اقلیتها در اثر تهای آلمان جان خود را از دست دادند. در بین سالهای ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ بیش از ۲۰۰ هزار نفر از صربها به علاوه کولیها و یهودیان توسط جبهه انقلابی کرواسی که طرفدار نازیها بود در یوگسلاوی شکنجه و کشته شدند. بیش از ۱۰۰ هزار لهستانی نیز توسط ارتش مبارزان اوکراینی طی سالهای ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۵ کشته شدند که در پاسخ به آن ارتش میهنی و دیگر گروههای لهستانی در حملات انتقامجویانه خود جان ۱۰ تا ۱۵ هزار اوکراینی را گرفتند.
سربازان نیروی زمینی امپراتوری ژاپن در حال زنده دفن نمودن شهروندان چینی طی کشتار نانجینگ، دسامبر ۱۹۳۷
در آسیا و اقیانوس آرام نیز نزدیک ۱۰ میلیون نفر غیرنظامی که بیشتر آنها چینی بودند (قریب به ۷٫۵ میلیون نفر) جان خود را از دست دادند. یکی از مهمترین جنایات ژاپنیها کشتار نانجینگ است که طی آن پنجاه تا سیصد هزار غیرنظامی چینی مورد قرار گرفته و کشته شدند. میتسویوشی هیمتا گزارش داده که ۲٫۷ میلیون تلفات در طول ت سه همگان وارد شدهاست. ژنرال یاسوجی اوکامورا این ت را در هیپی و شاندونگ اجرایی کرد.
نیروهای محور از سلاحهای بیولوژیک و شیمیایی نیز استفاده میکردند. نیروی زمینی امپراتوری ژاپن طیف گستردهای این سلاحها را در جنگ با چین و درگیریهای مرزی اولیه با شوروی به کار میبرد. علاوه بر این آلمانیها و ژاپنیها این سلاحها را بر روی غیرنظامیان و گاهی اسیران جنگی آزمایش میکردند.
شوروی نیز در طول جنگ دست به جنایتهایی زد که کشتار کاتین یکی از مهمترین آنهاست که در آن ۲۲ هزار افسر لهستانی در طی چند روز اعدام شدند. کمیساریای خلق در امور داخلی نیز در این دوره هزاران مخالف ی کمونیسم را مورد قتل و آزار اذیت قرار داد، همچنین مردم غیرنظامی به اجبار از نواحی اشغالی در کشورهای حوزه دریای بالتیک و لهستان شرقی به سیبری کوچانده شدند.
هرچند در زمان جنگ جهانی دوم هیچ قانونی در جهت منع بمباران هوایی وجود نداشت اما غالباً بمباران شهرها در اروپا و آسیا توسط آمریکا و بریتانیا را جنایت جنگی به حساب میآورند. برای نمونه بمبارانهای نیروی هوایی ایالات متحده بر فراز ژاپن باعث مرگ ۳۹۳ هزار نفر غیرنظامی و تخریب ۶۵ درصد مناطق مسی شد
ویرانههای ورشو در ژانویه ۱۹۴۵، پس از تخریب عمدی شهر بهدست نیروهای اشغالگر آلمانی.
متفقین در اتریش و آلمان دولتهای اشغالی تأسیس کردند؛ اولی به کشوری بیطرف تبدیل شد که با هیچ بلوک ی متحد نبود. دومی به مناطق اشغال غربی و شرقی تقسیم شده بود که بهترتیب بهدست متفقین غربی و اتحاد جماهیر شوروی کنترل میشدند. اجرای برنامه نازیزدایی در آلمان منجر به پیگرد قانونی جنایتکاران جنگی نازی در دادگاه نورنبرگ و عزل نازیهای سابق از قدرت شد؛ اگرچه این ت به سمت عفو و ادغام مجدد نازیهای سابق در جامعه آلمان غربی پیش رفت.
آلمان یکچهارم قلمرو پیش از جنگ (۱۹۳۷) خود را از دست داد. در میان سرزمینهای شرقی، سیلزی، نویمارک و بیشتر پومرانی به لهستان رسید[۲۹۸] و پروس شرقی بین لهستان و اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شد؛ به دنبال این اتفاق نُه میلیون آلمانی از این استانها به آلمان رانده شدند. سه میلیون آلمانی نیز از سودتنلند در چکسلواکی به این سرنوشت دچار آمدند. تا دهه ۱۹۵۰ میلادی یکپنجم آلمانیهای غربی از شرق آلمان پناهنده شده بودند. اتحاد جماهیر شوروی استانهای لهستان را نیز در شرق خط کرزن به دست گرفت که در نتیجه آن دو میلیون لهستانی اخراج شدند. شمال شرقی رومانی، بخش شرقی فنلاند، و سه کشور حوزه بالتیک در اتحاد جماهیر شوروی گنجانیده شدند.
متهمان در دادگاه نورنبرگ، که طی آن متفقین اعضای اصلی و برجسته رهبری ی، نظامی، قضایی و اقتصادی آلمان نازی را برای جنایت علیه بشریت تحت پیگرد قانونی قرار دادند.
متفقین در راستای حفظ صلح جهانی،سازمان ملل متحد را تشکیل دادند، که رسماً در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵ بهوجود آمد[۳۰۹] و اعلامیه جهانی حقوق بشر را در سال ۱۹۴۸ به عنوان یک استاندارد مشترک برای همه کشورهای عضو تصویب کرد.قدرتهای بزرگی که پیروز جنگ بودند - فرانسه، چین، انگلیس، اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده - عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل شدند.[۸] این پنج عضو دائم تا امروز باقی ماندهاند، اگرچه دو تغییر کرسی بین جمهوری چین و جمهوری خلق چین در سال ۱۹۷۱، و اتحاد جماهیر شوروی و دولت جانشین آن، روسیه، به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱، رخ دادهاست. اتحاد بین متفقین غربی و اتحاد جماهیر شوروی حتی قبل از پایان جنگ نیز رو به زوال بود.
تغییرات مرزی اروپای مرکزی پس از جنگ و ایجاد بلوک شرق.
آلمان به صورت دفاکتو تقسیم شده بود و دو کشور مستقل، جمهوری فدرال آلمان و جمهوری دموکراتیک آلمان، در مرز مناطق تحت اشغال متفقین و اتحاد جماهیر شوروی ایجاد شدند. بقیه اروپا نیز به حوزههای نفوذ غربی و اتحاد جماهیر شوروی تقسیم شدند. اکثر کشورهای اروپای شرقی و مرکزی با پشتیبانی کامل یا جزئی مقامات اشغالگر اتحاد جماهیر شوروی، وارد حوزه اتحاد جماهیر شوروی شدند که منجر به ایجاد رژیمهایی تحت رهبری کمونیسم شد. در نتیجه، آلمان شرقی، لهستان، مجارستان، رومانی، چکسلواکی و آلبانی کشورهای ای شوروی شدند. یوگسلاوی کمونیستی تی مستقل در پیش گرفت و باعث ایجاد تنش با اتحاد جماهیر شوروی شد.
تقسیم پس از جنگ جهان توسط دو اتحاد نظامی بینالمللی، باعث ایجاد ناتو به رهبری ایالات متحده و پیمان ورشو به رهبری اتحادی جماهیر شوروی شد. دوره طولانی تنشهای ی و رقابت نظامی بین آنها، جنگ سرد با یک مسابقه تسلیحاتی بیسابقه و جنگهای نیابتی را بههمراه داشت.
در آسیا، ایالات متحده ژاپن را اشغال کرد و جزایر سابق ژاپن را در اقیانوس آرام غربی در اختیار گرفت، در حالی که شورویها ساخالین و جزایر کوریل را ضمیمه خود کردند. کره، که قبلاً تحت حکومت ژاپن بود، بین سالهای ۱۹۴۵ و ۱۹۴۸ از سوی اتحاد جماهیر شوروی در شمال و ایالات متحده در جنوب تقسیم و اشغال شد. جمهوریهای جداگانه در سال ۱۹۴۸ و در دو طرف مدار ۳۸ درجه شمالی ظهور کردند و هر کدام ادعا میکردند که دولت مشروع تمام کره هستند که در نهایت به جنگ کره منجر شد.
داوید بن گوریون منشور استقلال اسرائیل را در تالار استقلال اعلام میکند (۱۴ مه ۱۹۴۸).
در چین، نیروهای ناسیونالیستی و کمونیستی در ژوئن ۱۹۴۶ جنگ داخلی را از سر گرفتند. نیروهای کمونیست پیروز شدند و جمهوری خلق چین را در سرزمین اصلی تأسیس کردند، در حالی که نیروهای ناسیونالیست در سال ۱۹۴۹ به تایوان عقبنشینی کردند. در خاورمیانه، مخالفت اعراب با برنامه سازمان ملل برای تقسیم فلسطین و ایجاد اسرائیل نشانگر تشدید درگیری اعراب و اسرائیل بود. در حالی که قدرتهای اروپایی تلاش میکردند تا بخشی از یا تمام امپراتوریهای استعماری خود را حفظ کنند، از دست دادن اعتبار و منابعی که در طول جنگ داشتند، این نتیجه را ناکام گذاشت و به استعمارزدایی منجر شد.
اقتصاد جهانی از جنگ رنج میبرد، گرچه کشورهای شرکتکننده سرنوشتهای متفاوتی پیدا کردند؛ ایالات متحده بسیار ثروتمندتر از سایر کشورها ظاهر شد که منجر به رشد موالید در آن شد و تا سال ۱۹۵۰ تولید ناخالص داخلی آن به ازای هر فرد بسیار بالاتر از هر یک از قدرتهای دیگر بود؛ در نتیجه آمریکا بر اقتصاد جهانی حاکم شد. انگلیس و آمریکا ت خلع سلاح صنعتی در آلمان غربی را در سالهای ۱۹۴۵–۱۹۴۸ دنبال کردند.اما به دلیل وابستگی متقابل تجارت بینالمللی، این اتفاق منجر به رکود اقتصادی اروپا و تأخیر در بهبود وضعیت آن برای چندین سال شد.
بهبود وضعیت اروپا با اصلاحات ارزی در اواسط سال ۱۹۴۸ در آلمان غربی آغاز شد و با آزادسازی ت اقتصادی اروپا که برنامه مارشال (۱۹۴۸–۱۹۵۱) هم مستقیم و هم بهطور غیرمستقیم به آن دامن میزد، تشدید شد. بهبود وضعیت اقتصادی آلمان غربی پس از سال ۱۹۴۸ معجزه اقتصادی آلمان خوانده شد. ایتالیا نیز رونق اقتصادی را تجربه کرد و اقتصاد فرانسه دوباره صعود کرد. در مقابل، انگلستان در وضعیت ویرانی اقتصادی قرار داشت، و با اینکه حدود یک چهارم از کل کمکهای برنامه مارشال را دریافت کرد (بیش از هر کشور اروپایی)،روند افت نسبی اقتصادیاش در دهههای بعد نیز ادامه داشت.
اتحاد جماهیر شوروی، علیرغم ضررهای عظیم انسانی و مادی، افزایش سریع تولید را بلافاصله پس از جنگ تجربه کرد. ژاپن رشد اقتصادی فوقالعاده سریعی را تجربه کرد و تا دهه ۱۹۸۰ به یکی از قدرتمندترین اقتصادهای جهان تبدیل شد. چین تا سال ۱۹۵۲ به تولید صنعتی پیش از جنگ خود بازگشت.
کنفرانس یالتا فوریه ۱۹۴۵, وینستون چرچیل، فرانکلین دی. روزولت، ژوزف استالین
در ۱۶ دسامبر ۱۹۴۴، آلمان در جبهه غربی با استفاده از بخش عمده نیروهای باقی مانده خود آخرین تلاشهایش را برای انجام یک ضدحمله با هدف ایجاد شکاف بین نیروهای متفقین غربی در اردنس و مرز فرانسه صورت داد و بخش عمده نیروهای متفقین را به محاصره درآورد و بندر تأمین نیازهای اساسی آنها در آنتورپ را متصرف کرد تا بتواند از آن به عنوان امتیازی برای نیل به یک توافق ی استفاده کند. تا ماه ژانویه، این عملیات بدون نایل آمدن به هرگونه از اهداف استراتژیکش دفع شد. در ایتالیا، متفقین غربی در پس خطوط دفاعی آلمانها متوقف شدند. در میانه ژانویه ۱۹۴۵، اتحاد جماهیر، به همراه لهستانیها به لهستان حمله کرده و از ویستولا به سوی رودخانه اودر در در آلمان پیشروی کرده و پروس شرقی را نیز گرفتند. در ۴ فوریه، شوروی، بریتانیا و ایالات متحده در کنفرانس یالتا گرد هم آمدند. آنها درخصوص نحوه اشغال آلمان پس از جنگ توافق کرده و بناکردند تا شوروی نیز به جنگ علیه ژاپن پیوندد.
در ماه فوریه، شوروی وارد سیلزی و پومرانیا شد، در حالی که متفقین غربی نیز وارد خاک غرب آلمان شدند و راه رودخانه راین را بستند. در ماه مارس، متفقین غربی با عبور از رودخانه راین در شمال نیروهای گروه ب ارتش آلمان را محاصره کردند. در اوان ماه مارس، آلمان آخرین حمله بزرگ خود علیه نیروهای شوروی در مجارسان را کلید زد. هدف از این حمله حفاظت از آخرین ذخایر نفتی خود و همینطور بازپسگیری بوداپست بود. ظرف دو هفته، حمله دفع شده و شوروی با پیش رفتن تا شهر وین آنجا را به تصرف خود درآورد. در اوایل ماه آوریل، میروهای شوروی یگسبرگ را فتح کردند، در سوی دیگر متفقین غربی نیز سرانجام به ایتالیا هجوم برده و سراسر آلمان غربی در هامبورگ تا نورنبرگ را به تصرف خود درآوردند. نیروهای آمریکایی و شوروی در ۲۵ام آوریل در رودخانه البه به هم رسیده و چند محموله تصرف نشده را در جنوب آلمان و اطراف برلین رها کردند.
نیروهای شوروی و لهستانی در اواخر آوریل به برلین یورش برده و شهر را محاصره نمودند. در ایتالیا، نیروهای ایتالیایی در ۲۹ آوریل تسلیم شدند. در ۳۰ آوریل، ساختمان رایشتاگ فتح شد و این نشان شکست نظامی نازیهای آلمان قلم داد میشد. پادگان نظامی برلین در ۲ می تسلیم شد.
در این دوره چند تحول در رهبری رخ داد. در ۱۲ام آوریل، مقام ریاست جمهوری ایالات متحده، تئودور روزولت درگذشت و هری اس ترومن تحت عنوان جانشین او به قدرت رسید. در ۲۸ آوریل بنیتو موسولینی توسط چریکهای ایتالیی کشته شد. دوروز بعد، هیتلر در جریان محاصره برلین خودکشی کرده و دریاسالار کارل دونیتس جانشین وی گردید.
تسلیم بیقیدوشرط در اروپا در روز هفتم و هشتم می امضا شد که تا انتهای هشتم می ماه عملی شود. گروه مرکزی ارتش آلمان تا ۱۱ می به مقاومت ادامه داد.
هواپیمای داگلاس اسبیدی داونتلس درحال گشت زنی بر فراض یواساس واشینگتن (بیبی-۵۶) و یواساس لکسینگتون (سیوی-۲) در طی نبرد جزایر گیلبرت و مارشال، ۱۹۴۳
پس از عملیات گوادالکانال متفقین چندین عملیات علیه ژاپن را در آبهای اقیانوس آرام ترتیب دادند. در ماه مه ۱۹۴۳ نیروهای آمریکایی و کانادایی برای از بین بردن نیروهای ژاپنی در الوشن اعزام شدند.[۲۲۴] خیلی زود، ایالات متحده که از همراهی نیروهای استرالیا و نیوزلندیی برخوردار بود عملیاتی بزرگ را برای قرق کردن رابول با محاصره جزیرههای تسلیم شده ترتیب داد و محیط پیرامونی اقیانوس آرام در پیرامون ژاپن در جزایر مارشال و گیلبرت را اشغال کرد.[۲۲۵] تا پایان مارس ۱۹۴۴، متحدین به هردو هدف خود رسیدند و همینطور پایگاه اصلی ژاپن در تورک در جزایر کارولین را نیز تخلیه کردند. در ماه آوریل نیز متفقین عملیاتی را برای بازپسگیری گینه غربی آغاز کردند.[۲۲۶]
در اتحاد جماهیر شوروی، هم آلمان و هم نیروهای شوروی بهار و اوایل تابستان ۱۹۴۳ را صرف آماده شدن برای نبردی بزرگ در مرکز روسیه کردند. در ۴ ژوئیه ۱۹۴۳ آلمان به نیروهای شوروی در اطراف کورسک حمله کرد. ظرف تنها یک هفته، نیروهای آلمانی، خسته از دفاع منظم و قدرتمند شوروی[۲۲۷] از هیتلر دستور لغو عملیات را گرفتند. این اولین باری بود که هیتلر عملیاتی را پیش از نایل آمدن به موفقیت تاکتیکی یا عملیاتی لغو میکرد.[۲۲۸] این تصمیم هیتلر تاحدی نیز تحت تأثیر حملات نیروهای غربی متفقین به سیسیل در ۹ ژوئیه و شکستهای پیاپی ایتالیا بود که منجر به برکناری و دستگیری موسولینی در اواخر ماه شد.[۲۲۹]
پس از پایان جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۷ چهار کشور اصلی پیروز در جنگ جهانی دوم شامل شوروی، آمریکا، انگلیس و فرانسه اقدام به تقسیم کشور شکست خورده آلمان به چهار بخش مجزا نمودند. با این که تمام شهر برلین در قسمت تحت نفوذ شوروی قرار گرفته بود و ابتدا تصور میشد که تمام این شهر توسط شوروی اداره خواهد شد ولی به دلیل اهمیت و ویژگیهای خاص برلین این اتفاق رخ نداد و قرار شد که این شهر با آنکه در داخل خاک آلمان شرقی قرار گرفته ولی میان چهار کشور اصلی پیروز در جنگ تقسیم شود. در ماههای نخست این شهر توسط کمیسیونی متشکل از هر چهار کشور اداره شد و ریاست این کمیسیون هر ماه و به صورت چرخشی به عهدهٔ یکی از چهار کشور بود. سپس قرار شد قسمت شرقی شهر تحت کنترل نیروهای شوروی باقی بماند و قسمت غربی آن به صورت مشترک توسط سه دولت آمریکا، انگلیس و فرانسه اداره شود.
آمریکایی ها برای آن که از واژه همبرگر (تلفظ آلمانی) طی جنگ جهانی دوم استفاده نکنند، عنوان "استیک آزادی" را به کار می بردند.
- اولین نظامی ارتش آلمان در جنگ جهانی دوم به دست ژاپنی ها کشته شد. در تصویر زیر یک سرباز آلمانی مشاهده می شود که در اوکراین توسط پارتیزانها مورد اصابت گلوله قرار گرفته و کارابینر 98 (تفنگ جنگی آلمانی ساخت موزر) او از دستانش رها می شود.
- نخستین ارتشی آمریکایی در جنگ جهانی دوم توسط روس ها کشته شد.
- بیش از 100،000 نفر از خدمه بمب افکن های متفقین در سراسر اروپا کشته شدند. در عکس زیر نیز یک B-17F توسط جنگنده مسرشمیت ام ئی 262 آلمانی نابود می شود.
- شمار بیشتری از نظامیان آمریکا در نیروی هوایی از بین رفتند تا در نیروی دریایی.
- Stanisława Leszczyńska مامای کاتولیک لهستانی بود که طی دوران جنگ در لهستان اشغال شده، توانست با موفقیت 3،000 نوزاد را در اردوگاه کار اجباری آشویتس به دنیا آورد.
- چهار تن از هر پنج سرباز آلمانی که در جنگ از بین رفته اند، در جبهه شرقی کشته شده اند. تصویری که مشاهده می کنید، مربوط به سربازان آلمانی اسیر شده در سال 1944 است.
- تنها 20 درصد از مردانی که در اتحاد جماهیر شوروی در سال 1923 متولد شده بودند، از جنگ جان سالم به در بردند.
- در جنگ جهانی دوم، جوان ترین نیروی ارتش آمریکا نوجوانی 12 ساله به نام Calvin Graham بود. وی هنگام نام نویسی در نیروی دریایی آمریکا، در مورد سن خود دروغ گفت و تا زمان جراحت او نیز این موضوع پنهان باقی مانده بود.
- تنها یک نفر از هر چهار نفر خدمه یوبوت ها (به معنای قایق زیرآبی) زنده می ماندند.
- محاصره استالینگراد منجر به مرگ و میر گسترده روس ها (نظامی و غیرنظامی) شد. آمار کشته ها در مقایسه با مجموع تلفات آمریکایی و بریتانیایی طی کل جنگ جهانی دوم بسیار بیشتر بوده است.
- ویلیام هیتلر، برادر زاده آدولف هیتلر در زمان جنگ جهانی دوم، به نیروی دریایی آمریکا خدمت می کرد.
درباره این سایت